اگر تا به حال رژیم گرفتهاید اما بعد از مدتی دوباره به وزن قبلی برگشتهاید، تنها نیستید. واقعیت جالب و کمی تلخ این است که تحقیقات نشان میدهد حدود ۸۰ تا ۹۵ درصد افرادی که رژیمهای کاهش وزن میگیرند، طی چند سال دوباره وزن ازدسترفته را بازمیگردانند. این آمار نشان میدهد بسیاری از رژیمها با نحوه کارکرد واقعی بدن و ذهن انسان هماهنگ نیستند.
بدن شما یک سیستم هوشمند و پیچیده است که همیشه تلاش میکند تعادل خود را حفظ کند. زمانی که کالری دریافتی را ناگهان کاهش میدهید یا برخی غذاها را بهطور کامل حذف میکنید، بدن شما این وضعیت را بهعنوان نوعی تهدید یا کمبود انرژی تفسیر میکند. در نتیجه، متابولیسم کندتر میشود، هورمونهای گرسنگی افزایش مییابند و میل شما به غذا بیشتر میشود. به همین دلیل است که بسیاری از افراد پس از مدتی احساس میکنند کنترل رژیم از دستشان خارج شده است. از طرف دیگر، رژیم گرفتن فقط به غذا محدود نمیشود. عواملی مانند استرس، خواب، وضعیت هورمونی، عادات روزمره و حتی شرایط روحی میتوانند تعیین کنند که شما در مسیر کاهش وزن موفق خواهید شد یا نه. اگر این عوامل نادیده گرفته شوند، حتی سختترین رژیمها هم ممکن است نتیجهای پایدار برای شما نداشته باشند.
در این مطلب از وبسایت استاد شما خواهید فهمید چرا بسیاری از رژیمها شکست میخورند، چه اشتباهاتی باعث توقف کاهش وزن میشود و چگونه میتوانید روشی انتخاب کنید که واقعاً برای بدن و سبک زندگی شما کار کند.
چرا رژیمها اغلب شکست میخورند؟
شاید در نگاه اول تصور کنید دلیل شکست بسیاری از رژیمها کمبود اراده یا نداشتن نظم کافی است. اما تحقیقات حوزه تغذیه و رفتارشناسی نشان میدهد مسئله بسیار پیچیدهتر از این است. در واقع اغلب رژیمها به این دلیل شکست میخورند که با زیستشناسی بدن، عادات رفتاری و شرایط واقعی زندگی شما هماهنگ نیستند. بسیاری از رژیمهای رایج بر پایه محدودیتهای شدید طراحی شدهاند؛ یعنی کاهش ناگهانی کالری، حذف برخی غذاها یا پیروی از برنامههایی که در بلندمدت قابل ادامه دادن نیستند. وقتی شما چنین رژیمی را شروع میکنید، ممکن است در ابتدا کاهش وزن سریعی را تجربه کنید. اما بدن شما بهسرعت وارد حالت سازگاری میشود و مصرف انرژی کاهش پیدا میکند تا از ذخایر بدن محافظت شود. این واکنش طبیعی بدن باعث میشود روند کاهش وزن آهسته شود یا حتی متوقف گردد.
در کنار این مسئله، رژیمهای سخت معمولاً فشار روانی زیادی ایجاد میکنند. وقتی شما دائماً در حال محدود کردن خود هستید، احتمال میل شدید به غذا، پرخوری ناگهانی و رها کردن رژیم بیشتر میشود. به همین دلیل بسیاری از افراد چرخهای را تجربه میکنند که به آن «چرخه یویو» گفته میشود؛ یعنی کاهش وزن در کوتاهمدت و بازگشت دوباره آن در مدت زمان بعدی. عامل مهم دیگر این است که بسیاری از رژیمها سبک زندگی شما را در نظر نمیگیرند. برنامهای که با ساعات کاری، عادات غذایی خانواده، سطح فعالیت بدنی یا شرایط روحی شما سازگار نباشد، احتمال زیادی دارد که بعد از مدتی کنار گذاشته شود.
بنابراین اگر رژیمی برای شما نتیجه نداده است، لزوماً به این معنا نیست که شما تلاش کافی نکردهاید. در بسیاری از موارد، مشکل اصلی این است که خود رژیم بهگونهای طراحی شده که در بلندمدت پایدار نیست. در ادامه مقاله با مهمترین دلایلی آشنا میشوید که باعث میشوند رژیم شما آنطور که انتظار دارید عمل نکند.
۱۲ دلیل اصلی که رژیم شما جواب نمیدهد
در ادامه با ۱۲ دلیل مهم و علمی آشنا میشوید که ممکن است باعث شوند رژیم شما آنطور که انتظار دارید عمل نکند.

انتخاب رژیم اشتباه
یکی از رایجترین دلایلی که باعث میشود رژیم شما نتیجه مطلوبی نداشته باشد، انتخاب رژیمی است که با بدن یا سبک زندگی شما سازگار نیست. بسیاری از افراد رژیمهایی را دنبال میکنند که در شبکههای اجتماعی یا میان اطرافیان محبوب و ترند شدهاند؛ بدون اینکه بررسی کنند آیا این رژیم واقعاً برای شرایط بدن آنها مناسب است یا نه. بدن هر فرد از نظر متابولیسم، نیاز انرژی، سطح فعالیت بدنی، سن، جنسیت و وضعیت هورمونی متفاوت است. به همین دلیل رژیمی که برای یک نفر کاهش وزن قابل توجهی ایجاد میکند، ممکن است برای شما تأثیر بسیار کمی داشته باشد یا حتی باعث خستگی، گرسنگی شدید و رها کردن برنامه غذایی شود.
از طرف دیگر، بسیاری از رژیمهای محبوب بر پایه محدودیتهای افراطی طراحی شدهاند؛ مانند حذف کامل کربوهیدراتها یا کاهش شدید کالری. چنین رژیمهایی ممکن است در کوتاهمدت باعث کاهش وزن شوند، اما اغلب در بلندمدت پایدار نیستند و ادامه دادن آنها برای بیشتر افراد دشوار است. وقتی رژیم انتخابی با عادات غذایی، شرایط کاری یا فرهنگ غذایی شما هماهنگ نباشد، احتمال زیادی وجود دارد که بعد از مدتی آن را کنار بگذارید. در این حالت هم کاهش وزن متوقف میشود، هم ممکن است وزن ازدسترفته نیز دوباره بازگردد. برای اینکه رژیم واقعاً مؤثر باشد، باید متناسب با نیازهای بدن، سبک زندگی و ترجیحات غذایی شما طراحی شده باشد؛ بهگونهای که بتوانید آن را در طولانیمدت ادامه دهید.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره برخی رژیمها و انتخاب بهتر، میتوانید به صفحه رژیمها سایت استاد مراجعه فرمایید.

محدودیت شدید کالری
شاید فکر کنید هرچه کمتر بخورید، سریعتر لاغر خواهید شد؛ اما محدود کردن شدید کالری یکی از مهمترین دلایلی است که باعث میشود رژیم شما در نهایت جواب ندهد. وقتی شما کالری دریافتی خود را بهطور ناگهانی و زیاد کاهش میدهید، بدن این وضعیت را بهعنوان حالت قحطی یا کمبود انرژی تفسیر میکند.
در پاسخ به این وضعیت، بدن شما برای محافظت از خود چند واکنش مهم نشان میدهد:
- کند شدن متابولیسم
- افزایش هورمونهای گرسنگی
- کاهش انرژی و تمرکز
نتیجه این فرآیندها این است که در هفتههای اول ممکن است کاهش وزن سریعی را تجربه کنید، اما بعد از مدتی کاهش وزن متوقف میشود و تحمل رژیم برای شما سختتر خواهد شد. در این مرحله، احتمال پرخوری ناگهانی و رها کردن رژیم بالا میرود و در بسیاری از موارد، وزن ازدسترفته دوباره بازمیگردد. کاهش وزن سالم معمولاً با کاهش متوسط و منطقی کالری همراه است بهگونهای که بدن شما هنوز انرژی کافی برای عملکرد طبیعی، فعالیت روزانه و حفظ عضلات را داشته باشد. اگر کاهش کالری بیش از حد باشد، بدن شما بیشتر از عضلات، انرژی میگیرد و این مسئله در بلندمدت میتواند هم متابولیسم شما را کندتر کند و هم ظاهر بدنی را تحت تاثیر قرار دهد.

حذف کامل گروههای غذایی
بسیاری از رژیمهای مد روز شما را تشویق میکنند که یک یا چند گروه غذایی را به طور کامل کنار بگذارید، مثلاً حذف کامل کربوهیدرات یا حذف کامل چربیها یا حتی لبنیات. اما حذف کامل یک گروه غذایی بدون دلیل پزشکی مشخص یکی از دلایلی است که میتواند باعث شکست رژیم شما شود.
بدن شما برای عملکرد طبیعی به ترکیبی از کربوهیدراتها، پروتئینها و چربیهای سالم نیاز دارد. هر کدام از این درشتمغذیها نقش حیاتی در سلامت شما دارند چون کربوهیدراتها منبع اصلی تامین انرژی برای مغز و عضلات هستند، پروتئینها به تقویت عضلات و افزایش حس سیری کمک میکنند و چربیهای سالم در تولید هورمونها و جذب ویتامینهای محلول در چربی نقش دارند.
وقتی شما یک گروه غذایی را بهطور کامل حذف میکنید، اتفاقات زیر ممکن است رخ دهد:
- افزایش میل و ولع غذایی
- عدم تعادل تغذیهای
- کاهش پایداری رژیم
برای مثال، رژیمهای بسیار کمکربوهیدرات ممکن است در کوتاهمدت باعث کاهش وزن شوند (بخشی از آن به دلیل کاهش ذخایر گلیکوژن و آب بدن است)، اما ادامه دادن آن برای بسیاری از افراد دشوار است. اگر پس از مدتی به الگوی قبلی برگردید، احتمال بازگشت وزن بالا خواهد بود.

نداشتن برنامه پایدار
یکی از رایجترین دلایلی که رژیمها پس از مدتی شکست میخورند، این است که اساساً برای ادامه دادن در بلندمدت طراحی نشدهاند. بسیاری از برنامههای غذایی سختگیرانه، شما را وارد مسیری میکنند که با واقعیت زندگیتان هماهنگ نیست. ممکن است رژیمی انتخاب کنید که با ساعات کاری شما همخوانی نداشته باشد، یا مجبور شوید غذاهایی مصرف کنید که دوست ندارید، یا حتی کیفیت و تنوع غذایی آنقدر محدود باشد که احساس کنید مدام در حال محرومیت هستید. وقتی رژیم، توان مالی، سبک زندگی، شرایط خانوادگی یا ترجیحات غذایی شما را نادیده بگیرد، تحمل آن تنها برای مدت خیلی کوتاهی ممکن است. در ابتدا شاید با اشتیاق پیش بروید و کمی کاهش وزن هم تجربه کنید، اما بهتدریج احساس خستگی، دلزدگی و فشار ذهنی ظاهر میشود. در چنین وضعیتی، ذهن شما به دنبال راهی برای رهایی از محدودیتها میگردد و معمولاً بازگشت به عادات غذایی گذشته تنها راهی است که طبیعی به نظر میرسد.
وقتی رژیم پایدار نباشد، روند کاهش وزن کند میشود، انگیزه کاهش پیدا میکند، و در نهایت احتمال رها کردن آن بالا میرود. پس از توقف رژیم نیز معمولاً وزن کمشده دوباره بازمیگردد، چرا که تغییراتی که ایجاد شدهاند موقتی بودهاند. یک برنامه غذایی موثر باید انعطاف داشته باشد؛ یعنی بتوانید آن را با شرایط زندگی، برنامههای روزانه و ترجیحات غذایی خود هماهنگ کنید. رژیم زمانی نتیجه واقعی و پایدار میدهد که بتوانید آن را برای ماهها و حتی سالها اجرا کنید.

پرخوری احساسی
شاید برای شما پیش آمده باشد که بدون اینکه واقعاً گرسنه باشید، بعد از یک روز پراسترس یا لحظهای احساس تنهایی و غم، سراغ یخچال بروید. این همان پرخوری احساسی است و یکی از مهمترین دلایلی که رژیم شما جواب نمیدهد. بسیاری از افراد در زمانهایی مانند استرس، ناراحتی، خستگی، تنهایی یا حتی بیحوصلگی به سراغ غذا میروند. در این حالت، غذا خوردن بیشتر به یک واکنش احساسی تبدیل میشود.
پرخوری احساسی معمولاً زمانی اتفاق میافتد که شما برای مدیریت احساسات خود از غذا استفاده میکنید. برای مثال ممکن است بعد از یک روز پراسترس کاری یا یک اتفاق ناراحتکننده، ناگهان میل شدیدی به خوردن غذاهای پرکالری مانند شیرینی، فستفود یا تنقلات پیدا کنید. این غذاها میتوانند بهطور موقت احساس بهتری ایجاد کنند، زیرا مصرف آنها باعث ترشح برخی مواد شیمیایی در مغز مانند دوپامین میشود که با احساس لذت مرتبط است. مشکل اینجاست که این احساس خوب معمولاً کوتاهمدت است. پس از مدتی ممکن است احساس گناه یا نارضایتی ایجاد شود، بهخصوص اگر در حال دنبال کردن یک رژیم غذایی باشید. این چرخه میتواند باعث شود شما بارها از رژیم خارج شوید و دوباره تلاش کنید آن را از ابتدا شروع کنید. پرخوری احساسی اغلب ارتباطی با ضعف اراده ندارد. این رفتار بیشتر به الگوهای روانی و عادات رفتاری مربوط میشود که در طول زمان شکل گرفتهاند. اگر این الگوها شناسایی نشوند، حتی بهترین برنامههای غذایی هم ممکن است در عمل با مشکل روبهرو شوند.
برای موفقیت در کاهش وزن، مهم است که بتوانید تفاوت بین گرسنگی واقعی و گرسنگی احساسی را تشخیص دهید. وقتی یاد بگیرید احساسات خود را از راههای دیگری مانند فعالیت بدنی، استراحت، صحبت با دیگران یا انجام فعالیتهای آرامشبخش مدیریت کنید، احتمال پایبندی شما به رژیم غذایی بسیار بیشتر خواهد شد.

خواب ناکافی
ممکن است باور نکنید اما کمبود خواب میتواند زحمت چند هفته رژیم شما را یکشبه بر باد دهد! تحقیقات نشان دادهاند افرادی که کمتر از هفت ساعت در شبانهروز میخوابند، تنظیم هورمونهای گرسنگی و سیری در بدنشان مختل میشود. به طور مشخص، کمبود خواب سطح هورمون گرلین که همان هورمون گرسنگی است را به طور میانگین پانزده درصد افزایش میدهد و در مقابل، سطح هورمون لپتین که به شما احساس سیری میدهد را حدود پانزده درصد کاهش میدهد. نتیجه این تغییرات هورمونی این است که شما در طول روز به طور مداوم احساس گرسنگی میکنید، حتی اگر به اندازه کافی غذا خورده باشید.
همچنین خواب ناکافی حساسیت به انسولین را کاهش میدهد، به این معنا که بدن شما قند خون را به درستی پردازش نمیکند و بیشتر کالری دریافتی به جای سوزانده شدن به صورت چربی ذخیره میشود. همچنین خستگی ناشی از کم خوابی باعث میشود اراده شما برای مقاومت در برابر وسوسههای غذایی کاهش یابد و تمایل بیشتری به خوردن غذاهای پرکالری و کمارزش پیدا کنید. پس اگر رژیم میگیرید اما خواب کافی ندارید، در واقع با یک دست تلاش میکنید و با دست دیگر نتیجه را خنثی میسازید!

استرس بالا
استرس یکی دیگر از عواملی است که میتواند بهطور پنهان روند کاهش وزن را مختل کند. زمانی که تحت فشار روانی قرار دارید، بدن شما هورمونی به نام کورتیزول ترشح میکند. این هورمون در کوتاهمدت برای مقابله با شرایط استرسزا مفید است، اما اگر سطح آن برای مدت طولانی بالا بماند، میتواند پیامدهای نامطلوبی برای وزن و متابولیسم داشته باشد. افزایش کورتیزول معمولاً با افزایش اشتها، بهویژه تمایل به غذاهای پرچرب و پرقند همراه است. بدن در شرایط استرس مزمن تمایل دارد انرژی بیشتری ذخیره کند، زیرا بهطور تکاملی این وضعیت را بهعنوان یک تهدید تفسیر میکند. این موضوع میتواند باعث شود کاهش وزن دشوارتر شود، حتی اگر میزان کالری دریافتی خود را کاهش داده باشید.
علاوه بر اثرات هورمونی، استرس میتواند الگوهای رفتاری را نیز تغییر دهد. بسیاری از افراد در زمان استرس کمتر به برنامه غذایی خود پایبند میمانند، خوابشان مختل میشود و فعالیت بدنیشان کاهش مییابد. مدیریت استرس بخش مهمی از هر برنامه موفق کاهش وزن است. روشهایی مانند تمرینهای تنفسی، مدیتیشن، پیادهروی در طبیعت، نوشتن احساسات یا صحبت با یک فرد مورد اعتماد میتواند به کاهش فشار روانی کمک کند. وقتی سطح استرس کنترل شود، بدن در شرایط متعادلتری قرار میگیرد و همکاری بیشتری با فرآیند کاهش وزن خواهد داشت.

عدم فعالیت بدنی موثر
بسیاری از افراد تصور میکنند برای کاهش وزن فقط کافی است کالری دریافتی را کم کنند و نیازی به ورزش نیست. این طرز فکر یکی از دلایل اصلی شکست رژیمهاست. وقتی شما فقط کالری را کاهش میدهید اما فعالیت بدنی ندارید، بدن علاوه بر چربی، توده عضلانی خود را نیز از دست میدهد. کاهش عضله یعنی کاهش متابولیسم پایه، و کاهش متابولیسم پایه یعنی پس از اتمام رژیم، با خوردن همان مقدار غذای قبلی سریعتر وزن اضافه میکنید.
فعالیت بدنی مناسب، به ویژه تمرینات مقاومتی مانند وزنه زدن یا حرکات با وزن بدن، به شما کمک میکند توده عضلانی خود را حفظ کنید یا حتی افزایش دهید. هر کیلوگرم عضله نسبت به یک کیلوگرم چربی، کالری بیشتری در حالت استراحت میسوزاند. همچنین ورزش منظم حساسیت به انسولین را بهبود میبخشد، به این معنا که قند خون شما بهتر کنترل میشود و کالری کمتری به صورت چربی ذخیره میگردد. اما منظور از فعالیت بدنی مناسب، دویدن به مدت دو ساعت روی تردمیل نیست. پیادهروی روزانه به مدت سی تا چهل و پنج دقیقه، همراه با دو تا سه جلسه تمرین مقاومتی در هفته، برای اکثر افراد کافی است. مشکل اینجاست که بسیاری از رژیمگیرندگان یا اصلاً ورزش نمیکنند، یا برعکس آنقدر سنگین شروع میکنند که بعد از یک هفته خسته و دلزده کنار میکشند.

انتظار نتایج سریع
شاید بزرگترین دشمن موفقیت در کاهش وزن، خود شما باشید چون یکی از مهمترین دلایلی که بسیاری از رژیمها به شکست منتهی میشوند، داشتن انتظاراتی است که با واقعیت سازگار نیست. افراد معمولاً انتظار دارند خیلی سریع وزن کم کنند. این تصور که «اگر یک هفته غذا نخورم، باید چند کیلو کم کنم» یا «اگر فلان رژیم را رعایت کنم، ماهی ده کیلو وزنم پایین میآید» باعث میشود هر نتیجهای کمتر از آن، ناامیدکننده به نظر برسد.
مشکل زمانی شروع میشود که روند کاهش وزن کندتر از حد انتظار پیش میرود. حتی اگر بدن در حال پیشرفت باشد، فرد ممکن است احساس کند تلاشهایش بیفایده بوده و انگیزه خود را از دست بدهد. این ناامیدی معمولاً منجر به رها کردن رژیم میشود، در حالی که اگر انتظارات منطقیتری وجود داشت، همان روند آرام و دائمی میتوانست در طول زمان به نتایج چشمگیری برسد. بدن انسان همیشه به شکل خطی وزن کم نمیکند. عوامل زیادی مانند احتباس آب، نوسانات هورمونی، میزان خواب، سطح استرس و حتی نوع غذای مصرفی میتوانند باعث تغییرات روزانه وزن شوند. کسی که این نوسانات را طبیعی بداند، کمتر دچار اضطراب یا ناامیدی میشود.
![]()
عدم آگاهی از میزان کالری مصرفی
مطالعات متعدد نشان دادهاند افراد به طور میانگین کالری دریافتی روزانه خود را تا سی تا پنجاه درصد کمتر از مقدار واقعی تخمین میزنند. این پدیده یکی از مهمترین موانع موفقیت در کاهش وزن است. شما ممکن است یک وعده سالم و کمکالری مانند سالاد را در نظر بگیرید، اما فراموش کنید سس پرچرب، پنیر، مغزها، یا روغن زیتون اضافه شده به آن را محاسبه کنید. یا شاید خوردن یک مشت بادام یا پسته را نادیده بگیرید، در حالی که یک مشت کوچک مغزها میتواند دویست تا سیصد کالری داشته باشد!
نوشیدنیها هم یکی از بزرگترین منابع کالری پنهان هستند. قهوههایی که با شیر پرچرب و شربت شیرین تهیه میشوند، نوشابههای گازدار، آبمیوههای صنعتی، و حتی دوغ میتوانند روزانه چند صد کالری به رژیم شما اضافه کنند بدون اینکه شما متوجه شوید. همچنین «لقمههای کوچک» در حین آشپزی، خوردن یک بیسکویت در محل کار، یا چند چیپس از بشقاب دوستتان، همگی کالری دارند و جمع میشوند.
مشکل دیگر این است که بسیاری از افراد فقط کالری وعدههای اصلی را حساب میکنند و میان وعدهها را نادیده میگیرند. راه حل این است که به مدت چند روز، هر چیزی که وارد دهان خود میکنید را با دقت ثبت کنید، از یک قاشق روغن گرفته تا نصف سیب. وقتی بدانید واقعاً چه مقدار کالری مصرف میکنید، آنگاه میتوانید تصمیمات درستی برای کاهش تدریجی آن بگیرید.

مشکلات هورمونی یا پزشکی
در برخی موارد، دلیل اینکه رژیم غذایی به نتیجه مطلوب نمیرسد، ممکن است به خاطر برخی مشکلات هورمونی یا شرایط پزشکی باشد. این عوامل میتوانند متابولیسم بدن، اشتها یا نحوه ذخیره چربی را تحت تاثیر قرار دهند.
برای مثال، کمکاری تیروئید یکی از اختلالات شناختهشدهای است که میتواند باعث کند شدن متابولیسم، افزایش خستگی و دشوارتر شدن کاهش وزن شود. همچنین سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) در برخی زنان با مقاومت به انسولین و افزایش تمایل بدن به ذخیره چربی همراه است که روند کاهش وزن را پیچیدهتر میکند.
علاوه بر این، مقاومت به انسولین، اختلالات هورمونی، برخی بیماریها و حتی بعضی داروها (مانند برخی داروهای ضدافسردگی، کورتونها یا داروهای هورمونی) میتوانند بر وزن بدن تأثیر بگذارند. در چنین شرایطی، ممکن است فرد با وجود رعایت رژیم غذایی و فعالیت بدنی، کاهش وزن بسیار کندی را تجربه کند.
وجود این مشکلات به معنای غیرممکن بودن کاهش وزن نیست؛ اما ممکن است نیاز به رویکرد تخصصیتر و برنامهریزی دقیقتر داشته باشد. اگر فردی با وجود رعایت اصول تغذیه سالم و فعالیت بدنی مناسب همچنان در کاهش وزن با مشکل روبهرو باشد، بررسی وضعیت پزشکی و مشورت با پزشک یا متخصص تغذیه میتواند کمککننده باشد.
![]()
عدم پیگیری و ثبات
تصور کنید مسیری را به سمت یک مقصد مشخص شروع کردهاید اما هیچگاه مسیر خود را زیر نظر نمیگیرید و هر چند وقت یک بار جهت را عوض میکنید. به طور مشابه، یکی از مهمترین دلایلی که رژیم شما جواب نمیدهد، نبود یک سیستم ساده برای پیگیری و ثبات در اجراست. کاهش وزن یک فرآیند کوتاهمدت نیست و نیاز دارد که شما برای هفتهها و ماهها رفتارهای صحیح را تکرار کنید. اما معمولاً افراد پس از چند روز یا چند هفته با کم شدن انگیزه، خستگی ذهنی یا مواجهه با شرایط خاص، برنامه را رها میکنند.
بدن برای ایجاد تغییرات واقعی نیازمند تداوم است. حتی بهترین برنامههای غذایی و ورزشی هم بدون استمرار، نتیجه نمیدهند. شروعهای پراکنده، رژیمهای کوتاهمدت و بازگشت به عادات قبلی باعث میشوند بدن فرصت سازگاری مثبت پیدا نکند و وزن در همان محدوده قبلی باقی بماند. علاوه بر این، بسیاری از افراد فقط بخشهایی از رژیم را اجرا میکنند؛ مثلاً در روزهای کاری دقیق هستند اما آخر هفتهها در مهمانی کنترل را از دست میدهند. همین ناپایداریهای کوچک میتواند اثر چندین روز تلاش را خنثی کند. ثبات، پایبندی و نظارت منظم سه عنصر اصلی موفقیت در هر برنامه کاهش وزن هستند. بدون آنها، حتی بهترین رژیم هم نتیجه نمیدهد.
نقش متابولیسم در عدم کاهش وزن
متابولیسم به مجموعه فرایندهایی گفته میشود که بدن برای تولید انرژی و حفظ عملکردهای حیاتی انجام میدهد. سرعت این فرایندها تعیین میکند بدن شما در طول روز چه مقدار کالری مصرف میکند. به همین دلیل، متابولیسم یکی از عوامل مهم در روند کاهش وزن محسوب میشود. متابولیسم در همه افراد یکسان نیست. عواملی مانند سن، جنسیت، توده عضلانی، ژنتیک و سطح فعالیت بدنی میتوانند بر سرعت متابولیسم تاثیر بگذارند. برای مثال، افرادی که توده عضلانی بیشتری دارند معمولاً کالری بیشتری در حالت استراحت میسوزانند، در حالی که با افزایش سن یا کاهش عضله، سرعت متابولیسم ممکن است کاهش پیدا کند.
عامل دیگری که میتواند بر متابولیسم اثر بگذارد، واکنش بدن به رژیمهای سخت است. زمانی که کاهش کالری بسیار شدید باشد، بدن برای حفظ انرژی وارد حالتی میشود که به آن استپ وزنی گفته میشود. در این وضعیت، بدن مصرف انرژی را کاهش میدهد تا با شرایط جدید سازگار شود. این واکنش طبیعی میتواند باعث شود روند کاهش وزن آهستهتر شود یا حتی برای مدتی متوقف گردد. همچنین تغییرات هورمونی در دوران رژیم میتوانند بر متابولیسم و اشتها تاثیر بگذارند. برای مثال، در برخی شرایط سطح هورمونهای مرتبط با گرسنگی افزایش مییابد و همین موضوع کنترل اشتها را دشوارتر میکند. این فرایندها بخشی از سازوکارهای طبیعی بدن برای حفظ تعادل انرژی هستند.
در نتیجه، اگر کاهش وزن شما کندتر از حد انتظار است، لزوماً به معنای اشتباه بودن تلاشهای شما نیست. گاهی بدن در حال تطبیق با تغییرات انرژی و تنظیم متابولیسم است.
تاثیر ذهن و روان بر موفقیت رژیم
اگر تا به حال پیش آمده که تمام قوانین یک رژیم را مو به مو رعایت کردهاید اما هنوز احساس شکست میکنید، یا در میانه راه بدون دلیل مشخص همه چیز را رها کردهاید، بدانید که مسئله از بشقاب شما نیست، از ذهن شماست. روانشناسی تغذیه یکی از مهمترین و در عین حال مغفولماندهترین جنبههای کاهش وزن است. ذهن شما میتواند بزرگترین متحد یا سرسختترین دشمن رژیمتان باشد. یکی از مهمترین پدیدههای روانی در این زمینه «تفکر همهیا هیچ» نام دارد. شما یا کاملاً در رژیم هستید یا کاملاً خارج از آن. اگر یک بیسکویت بیشتر از برنامه بخورید، خودتان را شکستخورده میدانید و باقی روز را با خوردن هر چه میخواهید به خودتان مجازات میدهید. این الگو شما را در چرخه محدودیت شدید و پرخوری جبرانی گرفتار میکند.
پدیده روانی دیگر «خودگویی منفی» است. شما مدام به خودتان میگویید «من اراده ندارم»، «من همیشه شکست میخورم»، «بدن من با دیگران فرق دارد». این افکار به تدریج به باور تبدیل میشوند و رفتار شما را هدایت میکنند.
همچنین اگر عملی برخلاف باورتان انجام دهید، برای کاهش ناراحتی روانی، باورتان را تغییر دهید. مثلاً اگر شیرینی بخورید اما خودتان را فردی مقید به رژیم میدانید، ممکن است به خودتان بگویید «این آخرین بار است» یا «فقط یک تکه کوچک بود» تا تناقض حل شود. مشکل دیگر «پاداشدهی با غذا» است. شما مغز خودتان را طوری تربیت کردهاید که بعد از یک روز سخت کاری یا یک هفته رعایت رژیم، با خوردن یک غذای پرکالری به خودتان جایزه بدهید. این کار مسیرهای عصبی مرتبط با پاداش را تقویت میکند و وابستگی به غذای خوشمزه را بیشتر مینماید.
راهکار غلبه بر این موانع روانی شامل سه قدم اساسی است: نخست اینکه خودآگاهی را تمرین کنید و بدون قضاوت، افکار و احساسات مرتبط با غذا را شناسایی کنید. دوم اینکه قانون «انعطاف و بخشش» را بپذیرید؛ یک وعده پرخوری به معنی شکست کل رژیم نیست و شما میتوانید وعده بعدی را به روال عادی برگردانید. سوم اینکه سیستم پاداش خود را تغییر دهید و به جای غذا از فعالیتهای لذتبخش دیگر مانند یک حمام گرم، خرید یک کتاب، یا وقت گذاشتن برای یک سرگرمی استفاده کنید. تا زمانی که ذهن خود را برای موفقیت آماده نکنید، هیچ برنامه غذایی نمیتواند نتیجه پایدار ایجاد کند.
اشتباهات رایج در رژیم گرفتن
بسیاری از افراد با نهایت حسن نیت شروع به رژیم میکنند، اما ناآگاهانه مرتکب اشتباهاتی میشوند که تلاشهایشان را بینتیجه میکند. یکی از رایجترین این اشتباهات، حذف وعدههای غذایی به خصوص صبحانه یا شام است. شما فکر میکنید با حذف یک وعده، کالری کمتری دریافت میکنید، اما در عمل وعده بعدی با گرسنگی مضاعف روبرو میشوید و پرخوری میکنید.
اشتباه بزرگ دیگر، وزن کردن روزانه خود است. وزن بدن شما به دلایل مختلف از جمله نوسانات آب، زمان قاعدگی در زنان، میزان نمک مصرفی، و حتی زمان اجابت مزاج، روزانه بین نیم تا یک کیلوگرم بالا و پایین میرود. وزن کردن هر روز شما را مضطرب و ناامید میکند، در حالی که وزن کردن هفتگی یا دو مرتبه در هفته تصویر واقعیتری از پیشرفت شما نشان میدهد. اشتباه دیگری که شاید خودتان هم مرتکب میشوید، کالری شماری وسواسی است. گرچه آگاهی از کالری مفید است، اما وسواس بر سر هر عدد کوچک، استرس شما را افزایش میدهد و کورتیزول را بالا میبرد که خود مانع کاهش وزن میشود.
همچنین بسیاری از افراد نوشیدن آب کافی را نادیده میگیرند. کمبود آب باعث میشود بدن شما مایعات را احتباس کند، متابولیسم کاهش یابد، و احساس گرسنگی کاذب به شما دست بدهد. اشتباه دیگر، اعتماد به محصولات به اصطلاح «رژیمی» مانند بیسکویت رژیمی، چیپس رژیمی، یا نوشابههای رژیمی است. این محصولات اغلب کالری کمتری دارند اما سرشار از شیرین کنندههای مصنوعی، نمک، و مواد افزودنی هستند که میتوانند میل به شیرینی را افزایش دهند.
یکی دیگر از اشتباهات ظریف اما مخرب، نخوردن چربیهای سالم به بهانه کمکالری بودن است. شما روغن زیتون، آووکادو، مغزها و تخم کتان را حذف میکنید، در حالی که چربیهای سالم برای تولید هورمونهای سیری و سلامت قلب و مغز ضروری هستند. از طرف دیگر، برخی افراد تصور میکنند چون رژیم گرفتهاند، میتوانند در وعدههای دیگر هر چه میخواهند بخورند یا بعد از یک جلسه ورزشی سخت، کالری زیادی سوزاندهاند و نیاز به جایزه غذایی دارند. این محاسبه اشتباه است چون کالری سوزانده شده در ورزش معمولاً بسیار کمتر از چیزی است که تصور میکنید.
در انتها یکی از مخربترین اشتباهات، مقایسه خود با دیگران است. بدن شما منحصر به فرد است و ژنتیک، سن، جنسیت، وضعیت هورمونی، و حتی داروهای مصرفی شما با هر کس دیگری متفاوت است. دیدن کاهش وزن سریع دوستتان نباید شما را دلسرد کند. به جای تقلید کورکورانه، بر پیشرفت خودتان نسبت به دیروز تمرکز کنید.
آیا بدن به رژیم عادت میکند؟
بله، بدن انسان توانایی بالایی در سازگاری با تغییرات انرژی دارد. وقتی شما برای مدتی طولانی کالری کمتری مصرف میکنید، بدن تلاش میکند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. این سازگاری که در علم تغذیه به آن سازگاری متابولیک (Metabolic Adaptation) گفته میشود، یکی از دلایلی است که ممکن است پس از مدتی کاهش وزن متوقف شود.
در ابتدای رژیم، بهخصوص اگر کاهش کالری قابلتوجه باشد، معمولاً کاهش وزن سریعتر اتفاق میافتد. اما با گذشت زمان، بدن مصرف انرژی خود را کاهش میدهد تا از ذخایر انرژی محافظت کند. این یعنی بدن شما با کالری کمتری نسبت به قبل کار میکند. در نتیجه، همان مقدار غذایی که در ابتدا باعث کاهش وزن میشد، ممکن است بعد از مدتی دیگر همان اثر را نداشته باشد. سازگاری بدن با رژیم یک واکنش طبیعی و محافظتی است. بدن در طول تکامل یاد گرفته است در شرایط کمبود انرژی، مصرف خود را کاهش دهد تا بقا را تضمین کند.
چه رژیمی واقعاً جواب میدهد؟
واقعیت این است که هیچ رژیم جادویی و واحدی وجود ندارد که برای همه افراد بهترین گزینه باشد. بدن انسانها با یکدیگر تفاوت دارند. به همین دلیل، رژیمی که برای یک فرد نتیجه خوبی دارد، ممکن است برای فرد دیگری چندان موثر نباشد. آنچه واقعاً نتیجه میدهد، رژیمی است که بتوانید آن را در بلندمدت ادامه دهید. اولین ویژگی یک رژیم موثر، پایداری است. اگر برنامه غذایی بهقدری محدودکننده باشد که بعد از چند هفته خستهکننده یا غیرقابل اجرا شود، احتمال بازگشت به عادات قبلی بسیار زیاد است. در مقابل، رژیمی که انعطافپذیر باشد و با شرایط واقعی زندگی شما هماهنگ شود، شانس موفقیت بسیار بیشتری دارد.
ویژگی مهم دیگر، تعادل غذایی است. بدن برای عملکرد طبیعی خود به ترکیبی از درشتمغذیها یعنی کربوهیدراتها، پروتئینها و چربیهای سالم نیاز دارد. رژیمهایی که یکی از این گروهها را به طور کامل حذف میکنند، معمولاً در بلندمدت پایدار نیستند و ممکن است باعث کمبودهای تغذیهای شوند. همچنین یک رژیم موفق معمولاً شامل کسری کالری ملایم است. کاهش تدریجی انرژی دریافتی به بدن فرصت میدهد بدون ایجاد واکنشهای شدید با تغییرات سازگار شود. علاوه بر تغذیه، سبک زندگی نیز بخش مهمی از معادله است. خواب کافی، فعالیت بدنی منظم، مدیریت استرس و داشتن رابطه سالم با غذا همگی در موفقیت بلندمدت نقش دارند. به همین دلیل بسیاری از متخصصان امروزه به جای تمرکز صرف بر «رژیم»، از مفهوم تغییر سبک زندگی صحبت میکنند.
رژیمی که واقعاً جواب میدهد معمولاً ویژگیهای مقابل را دارد: قابل ادامه در بلندمدت است، از نظر غذایی متعادل است، با سبک زندگی شما سازگار است و به جای محدودیت شدید، بر ایجاد عادتهای سالم تمرکز دارد. چنین رویکردی شاید کندتر از رژیمهای سخت نتیجه بدهد، اما احتمال ماندگاری آن بسیار بیشتر است.
راهکارهای عملی برای اینکه رژیم جواب بدهد
در این بخش، راهکارهایی را به شما ارائه میدهیم که مستقیماً میتوانید از امروز اجرا کنید و نتیجه آن را ببینید. اولین و مهمترین راهکار، تغییر اندازه بشقاب شماست. بشقاب استاندارد سی سانتیمتری را با بشقاب بیست و پنج سانتیمتری یا حتی کوچکتر جایگزین کنید. مطالعات نشان دادهاند مردم با بشقاب کوچکتر، بدون اینکه احساس محرومیت کنند، بین بیست تا سی درصد کمتر غذا میخورند.
راهکار دوم، قانون نصف بشقاب را اجرا کنید: نصف بشقاب خود را با سبزیجات غیرنشاستهای مانند کاهو، خیار، بروکلی، گلکلم، کدو سبز و فلفل دلمه پر کنید. یک چهارم بشقاب پروتئین، و یک چهارم دیگر کربوهیدرات. به این ترتیب بدون اینکه کالری شماری کنید، حجم بالایی از مواد مغذی و فیبر دریافت کرده و سیر میمانید.
راهکار سوم، ترتیب غذا خوردن خود را تغییر دهید. همیشه اول سبزیجات را بخورید، سپس پروتئین، و در انتها کربوهیدرات. این ترتیب ساده باعث میشود قند خون شما با شیب ملایمتری بالا برود، انسولین کمتری ترشح شود، و سیری طولانیتری داشته باشید.
راهکار چهارم، یک لیوان بزرگ آب را پانزده تا بیست دقیقه قبل از هر وعده اصلی بنوشید. این کار معده شما را تا حدی پر میکند و کالری دریافتی را به طور میانگین سیزده درصد کاهش میدهد.
راهکار پنجم، تکنیک «ده دقیقه مکث» را تمرین کنید. هر زمان هوس یک خوراکی ناسالم کردید، ده دقیقه صبر کنید و در این فاصله یک لیوان آب بنوشید، چند نفس عمیق بکشید، یا یک پیادهروی کوتاه انجام دهید. در بسیاری از موارد، میل شما در این ده دقیقه فروکش میکند و اگر هم فروکش نکرد، میتوانید مقدار کمی از آن را با آگاهی کامل مصرف کنید.
راهکار ششم، پروتئین را در اولین وعده غذایی روزانه خود بگنجانید. تحقیقات نشان میدهد افرادی که صبحانه آنها حداقل بیست تا سی گرم پروتئین دارد (مثل سه تخممرغ، یا یک پیمانه ماست یونانی با مغزها) در طول روز به طور متوسط تا پانزده درصد کمتر کالری مصرف میکنند.
راهکار هفتم، محیط غذایی خود را تغییر دهید. خوراکیهای ناسالم را از دیدرس خارج کنید و در یخچال و کابینتها، میوهها، سبزیجات خرد شده، مغزها به میزان کنترل شده و ماست را در دسترس قرار دهید. مطالعات نشان داده اگر یک کاسه شکلات یک متر با شما فاصله داشته باشد، چهار برابر کمتر از وقتی که روی میز کارتان است آن را میخورید.
راهکار هشتم، روزانه حداقل شش تا هشت دقیقه تمرین تحمل وزن انجام دهید. این میزان کم اما منظم از تمرینات قدرتی، شش دقیقه در روز، برای حفظ عضله و جلوگیری از کاهش متابولیسم کافی است. میتوانید با اسکات، شنا روی دیوار، یا بالا رفتن از پله شروع کنید.
راهکار نهم، یک دفترچه ثبت احساسات گرسنگی داشته باشید. پیش از هر وعده، از صفر تا ده به خودتان امتیاز دهید: صفر یعنی اصلاً گرسنه نیستید، ده یعنی گرسنگی شدید. فقط زمانی غذا بخورید که امتیاز شما بین پنج تا هفت باشد. این کار به شما کمک میکند گرسنگی واقعی را از عادت یا پرخوری احساسی تشخیص دهید.
راهکار دهم، قانون «هشتاد-بیست» را روی کاغذ بنویسید و به دیوار یخچال بچسبانید: هشتاد درصد غذاهایی که میخورید باید مغذی و فرآورینشده باشند، بیست درصد باقیمانده را میتوانید به هر چیزی که دوست دارید اختصاص دهید. این قانون حس محرومیت را از بین میبرد و پایداری رژیم را تا پنج برابر افزایش میدهد. این ده راهکار را یکبهیک و با فاصله چند روز اجرا کرده و از اجرای همزمان آنها پرهیز کنید.
تفاوت رژیم کوتاهمدت و تغییر سبک زندگی
شاید این دو عبارت را تقریباً به یک معنا به کار ببرید، اما در عمل تفاوت بنیادینی بین رژیم کوتاهمدت و تغییر سبک زندگی وجود دارد و همین تفاوت تعیین میکند که آیا شما وزن کم شده را برای همیشه حفظ میکنید یا در چرخه افزایش و کاهش وزن گرفتار میشوید. رژیم کوتاهمدت یک دوره موقت است. معمولاً بین چهار هفته تا سه ماه طول میکشد، قوانین سختگیرانه و روشنی دارد، وعده کاهش وزن سریع میدهد، و یک تاریخ پایان مشخص برای آن تعیین میشود. نمونه بارز این نوع رژیمها عبارتند از رژیم سوپ کلم، رژیم کتوژنیک سخت، رژیم آبمیوه، رژیم نظامی و امثال آن. مشکل اساسی این رژیمها این است که بدنتان پس از اتمام دوره، دچار کاهش متابولیسم، از دست رفتن عضله، و میل شدید به غذاهای ممنوعه میشود. نتیجه این میشود که در عرض چند ماه، تمام وزنی که کم کردهاید، اغلب همراه با چند کیلو اضافه، برمیگردد.
از نظر روانی هم این رژیمها به شما یاد میدهند که «تحمل سختی موقت» را تمرین کنید، نه «زندگی بهتر را یاد بگیرید». در مقابل، تغییر سبک زندگی یک فرآیند تدریجی و مادامالعمر است. هیچ تاریخ پایان مشخصی ندارد. در تغییر سبک زندگی، هیچ غذایی کاملاً ممنوع نیست و شما یاد میگیرید چگونه همه چیز را در حد اعتدال مصرف کنید. کاهش وزن در این رویکرد آهسته است، معمولاً بین نیم کیلو تا یک کیلو در هفته، اما پایدار و بدون نوسانات شدید است. مهمتر اینکه تغییر سبک زندگی برخلاف رژیم کوتاهمدت، صرفاً روی بشقاب غذا تمرکز نمیکند. خواب، ورزش، مدیریت استرس، روابط اجتماعی، و سلامت روان همگی بخشهایی از آن هستند.
در تغییر سبک زندگی شما از خودتان میپرسید «چگونه میتوانم این عادت را برای همیشه در زندگیام بگنجانم؟» به جای اینکه بپرسید «چند کیلو در کمترین زمان ممکن کم کنم؟». برای درک بهتر تفاوت، به این مثال توجه کنید:
در رژیم کوتاهمدت شما به مدت سه ماه کربوهیدرات را حذف میکنید و بعد از آن به نان و برنج قبلی برمیگردید. در تغییر سبک زندگی، شما یاد میگیرید نان سبوسدار را جایگزین نان سفید کنید، مقدار برنج را از یک بشقاب پر به نصف بشقاب کاهش دهید، و کربوهیدرات را همراه با پروتئین و فیبر مصرف کنید تا قند خونتان تنظیم بماند. رژیم کوتاهمدت شما را مجبور میکند شیرینی را به طور کامل کنار بگذارید و بعد از یک ماه با یک حمله جانانه از طرف خودتان به قنادی روبهرو شوید.
تغییر سبک زندگی به شما میآموزد یک تکه کیک را در مهمانی، آهسته و با لذت کامل، بدون احساس گناه مصرف کنید و بقیه روز را عادی پیش بروید. رژیم کوتاهمدت نتیجه را اولویت میداند، تغییر سبک زندگی فرآیند و تداوم را. اگر هدف شما کاهش وزن پنج کیلویی برای یک مهمانی دو ماه دیگر است، رژیم کوتاهمدت شاید جواب بدهد. اما اگر هدف شما سلامتی، انرژی بیشتر و وزنی است که برای همیشه در محدوده نرمال باقی بماند، هیچ جایگزینی برای تغییر سبک زندگی وجود ندارد.
چه زمانی باید از متخصص تغذیه کمک بگیریم؟
گرچه بسیاری از افراد میتوانند با چند تغییر ساده در سبک زندگی وزن خود را مدیریت کنند، اما در برخی شرایط، کمک گرفتن از متخصص تغذیه ضروری است. زمانی باید به متخصص مراجعه کنید که نشانهها یا شرایطی وجود دارد که نشان میدهد بدن یا ذهن شما نیاز به برنامهای دقیق، شخصیسازیشده و تحت نظارت دارد. اگر چند بار رژیم گرفتهاید اما وزن همیشه برگشته، احتمالاً با چالشهایی مثل سازگاری متابولیک، اشتباه در برآورد کالری یا الگوهای غذایی ناپایدار روبهرو هستید که نیاز به تحلیل تخصصی دارند. همچنین اگر دچار پرخوری عصبی، خوردن احساسی یا میل شدید و کنترلنشده به غذا هستید، یک متخصص میتواند از نظر علمی چرخههای محرک و رفتارهای غذایی را ارزیابی و اصلاح کند.
افرادی که بیماریهای زمینهای دارند، بهطور ویژه باید از برنامههای خودسرانه پرهیز کنند، چون نیازهای تغذیهای آنها دقیقاً با افراد سالم یکسان نیست. برنامههای اشتباه میتواند علائم بیماری را تشدید کند یا داروهای مصرفی را تحتتأثیر قرار دهد. همچنین اگر در دورههای خاص زندگی مثل بارداری، شیردهی، یائسگی یا سنین نوجوانی هستید، مراجعه به متخصص تغذیه ضروری است چون نیازهای تغذیهای شما در این دورهها تغییر میکند و بدن به تعادل خاصی نیاز دارد.
نشانههای دیگری مانند ایست وزنی طولانیمدت (بیش از ۴ تا ۶ هفته)، احساس ضعف و خستگی شدید هنگام رژیم، تمرکز پایین یا ریزش موی قابلتوجه نشان میدهد دریافت انرژی و مواد مغذی شما مناسب نیست. در این شرایط، متخصص میتواند با بررسی آنالیز بدنی، الگوی غذایی و سابقه پزشکی شما، یک برنامه مناسب و علمی طراحی کند. حتی اگر مشکل خاصی ندارید اما نمیدانید از کجا شروع کنید، یک جلسه مشاوره میتواند مسیر را روشنتر و منطقیتر کند.
با خواندن این مقاله زندگیتان را بهم نریزید!
حالا از کجا شروع کنید؟ از امروز، یک تغییر کوچک و پایدار انتخاب کنید. شاید یک لیوان آب پیش از غذا، شاید نیم بشقاب سبزیجات، شاید ده دقیقه پیادهروی. آن را سی روز ادامه دهید، سپس تغییر کوچک بعدی را اضافه کنید. اینگونه بدون جنگ با خودتان، به وزن ایدهآل و آرامش در رابطه با غذا خواهید رسید.
سوالات متداول
معمولاً یا کسری کالری کافی ایجاد نشده، یا متابولیسم بهدلیل کاهش وزن و کمتحرکی پایین آمده، یا عواملی مثل کمخوابی، استرس و مشکلات هورمونی مانع کاهش وزن شدهاند.
تا حدی بله. با کاهش کالری، بدن مصرف انرژی را کم میکند (سازگاری متابولیک)، اما با رویکرد تدریجی و حفظ عضله میتوان آن را کنترل کرد.
ایست وزنی معمولاً بهدلیل کاهش متابولیسم، کاهش توده عضلانی، خطای محاسبه کالری یا احتباس آب اتفاق میافتد.
رژیمی که کسری کالری ملایم ایجاد کند، پروتئین و فیبر کافی داشته باشد و بتوانید آن را در بلندمدت ادامه دهید.
چون رژیم موقتی بوده و عادتهای پایدار شکل نگرفتهاند؛ با بازگشت به الگوی قبلی، وزن هم برمیگردد.
استرس با افزایش کورتیزول، اشتها و میل به غذاهای پرکالری را بالا میبرد و کاهش وزن را دشوار میکند.
با ایجاد تغییرات تدریجی، تمرکز بر عادتهای پایدار، خواب کافی، فعالیت منظم و پرهیز از رژیمهای سخت و کوتاهمدت.